کابینه من: منتشر شده در هفته نامه صفاییه قم

باسمه تعالی

کابینه من

  • یادم می آید در زمان های که ما تا اخذ دیپلم تحصیل می کردیم یک زنگ در هفته را به انشاء اختصاص می دادند هر چند تفکر ابتدایی که صاحب نظران برای ایجاد این درس بین دروس داشتند قابل احترام و تقدیر است اما حال که خوب می اندیشم می بینم بیشتر به چشم یک زنگ تفریح به آن نگاه می شد موضوع های ثابتی هم هر سال مطرح می شد مثلا تابستان خود را چگونه گذراندید که البته اکثر همکلاسی ها من با احترام به همه آن ها دروغ می نوشتند چرا منطقه ای که ما زندگی می کردیم نوعا مستضعف بودند و بچه ها تابستان برای کمک به پدرهای بی پناه با او سرکار می رفتند و نوعا رنگ مسافرت هم نمی دیدند ولی تقریبا همه از مسافرت های خوب خود می نوشتند و اکثرا هم می رفتند مشهد حال وقت نداشتند تا حرم خودمان در قم هم بروند.ما که دیگه هیچ چون در طول دوره تحصیلی هم نیمه روز را هم می رفتیم کار آن هم سرکوره آجرپزی وای از آن دوران... اما یکی از آن مو ضوع های که هرسال تکرار می شد این بود دوست دارید در آینده چکاره شوید.امروز هر چند دیگر به ما فرصت اجرا این فکر نمی رسد زیرا در این سن دیگر فقط یک خورده تحصیلات دارم و این هم به کار ریاست جمهوری نمی آید زیرا شرط اصلی سابقه اجرایی و سیاسی هست که شکر خدا از هر دو بی بهره هستم لذا حتما شورای نگهبان رد صلاحیت ام می کند اما آرزو بر کودکان عیب نیست. می خواهم با این فکر امروزم سفر کنم بدوران کودکی و زنگ انشا و موضوع می خواهید در آینده چکاره شوید.
  • زنگ آخر است و زنگ زنگ انشاء همگی آماده اند تا بدشانسی با کی باشد تا برود پای تخته و انشاء خود را بخواند هم زنگ استرس هم زنگ بی خیالی برای بی خیالان اما امروز نوبت به من رسید و من نیز می خوانم آن چه نگاشته ام.
  • معلم: شعبانی پای تخته. من: آقا اجازه. معلم: بخوان. من: چشم آقا.
  • به نام خدا. موضوع انشاء: می خواهید در آینده چکاره شوید.
  • من می خواهم رییس جمهور شوم. البته معلم: چه غلط ها.با احترام به همه اساتیدم در طول تحصیل
  • من می خواهم درآینده اگر بگذارند به امید حق رئیس جمهور شوم. من نمی خواهم رئیس جمهور یک سری شعار شوم می خواهم قلبم را سالها قبل از کاندیداها توری پرورش دهم و همه رزایل را از آن پاک کنم و اگر خدا خواست بدون سوابق اجرایی و سیاسی از سوی شورای نگهبان انتخاب شدم چون کارنامه اجرایی ندارم فقط قلبم را به مردم در گفتگو های انتخاباتی هدیه دهم و حال چون نوعا مردم قلب پاکی دارند شعارهای من را می پذیرند زیرا از اعماق قلبی می آید که سالها آماده کرده ام آنها رنگ صداقت را در من خواهند دید.من می خواهم با رای حداکثری برگزیده شوم و حداکثری از دیده من بالای 100 درصد است زیرا می ترسم شاید اگر مثلا می گویم 80 درصد هم رای بی آورم زورم به 20 درصد دیگر نرسد پس چون می خواهم کابینه ای پویا و مردمی تشکیل دهم بهتر است بالای 100 درصد رای بی آورم تا وزرای که به مجلس شورای اسلامی معرفی می کنم راحت رای اعتماد اخذ کنند در کابینه من از همه طیف های سیاسی حضور خواهند داشت البته چون رای بالا دارم همه یک طیف می شویم ولی شاید باز سلیقه ها فرق کند خوب اشکال ندارد ما هدفمان خدمت خواهد بود. من وزرایم را به شرط تخصص در زمینه کاری با هر اندیشه فکری به مجلس معرفی می کنم فقط به یک شرط که بپذیرند که این شعار سرلوحه کارشان باشد من یک ایرانیم و به همه تفکرات احترام            می گذارم و خود را فدایی وطنم می دانم.
  • اما برای کابینه خود اندیشه های دارم و دوست دارم وزرای برای اخذ رای به مجلس معرفی کنم که هم سوء با اندیشه هایم باشند .در باورهای من برای تشکیل کابینه دو وزارت خانه در صدر اهمیت قرار دارد .یک وزارت آموزش و دوم وزارت خارجه البته این فکر من است من اگر توانستم رییس جمهور شوم وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم را حذف خواهم کرد و کلا یک وزارت خانه تشکیل می دهم به نام وزارت آموزش خیلی خلاصه چون اصل روح عمل است.
  • این وزارت خانه من و وزیرش باید آزاد اندیش ترین وزارت خانه و آزاد اندیش ترین وزیر را داشته باشد تا بتوانم در 16 سال خدمتم حاصل اندیشه ام را ببینم این جا سوال مطرح است من که اگر خیلی خوش شانس باشم فقط 8 سال می توانم در لباس رییس جمهور خدمت کنم خوب من خیال دارم کاری مثل حکومت روسیه کنم لذا آنقدر خوب کار می کنم که مردم بعد از دو دوره ام معاونم را برای ریاست جمهوری انتخاب کنند لذا آن وقت من می شوم معاونش بعد با هم اهداف را دنبال می کنیم. بگذریم. وزارت آموزش من بایستی با برنامه ترین وزارت خانه باشد و برنامه آموزشی منظم و انسانی برای همه سنین از نونهالان تا سنین بالا از مقاطع تحصیلی پایه تا دکترا و بالاتر را در برگیرد می خواهم دانش آموزان کشور بدانند فقط باید بی آموزند و دانشجویانش بدانند باید بی آموزند و ایده دهند و عصا دست کشور باشند در کمال امنیت و آزادی فکر. می خواهم نسلی را پرورش دهم که بتوانند به باورهایشان به ملت شان افتخار کنند می خواهم بهترین دوست را برای آنها کتاب قرار دهم می خواهم افراد جامعه ام در کمال آزادی بدون هیچ دغدغه ای تحصیل کنند با باورهای انسانی تحصیل کنند و متخصصین نمونه شوند می خواهم آن ها طوری آموزش ببینند که در کشور خود به بالاترین درجه های علمی دست پیدا کنند و در همین آب و خاک به هم وطنان و کشورشان خدمت کنند نه که در این کشور نخبه شوند و به دیگری خدمت کنند و بعد من و مردم جامعه ام مجبورباشیم نیازم را از کشور بیگانه ای تهیه کنم که صاحب ایده اش و متخصص اش را وزارت آموزش خودمان پرورش داده است شعار این وزارت خانه تحصیل علم همراه با تحصیل انسانیت است.
  • اما دومین وزارت خانه من وزات خارجه خواهد بود که در فکر من جایگاهی خاص و مهمی دارد . بایستی وزیری متصدی آن شود که اهمیت آن را درک کند وزارت خارجه من بایستی پیام رسان تفکرات کشور من به سایر ملل باشد پیام های که محصول وزارت آموزش من است بایستی شعار و عمل را یکسان کند بایستی بتواند به گوش جهانیان برساند که ما همان ایرانیانی هستیم که بابل را در راستای اهداف انسانی آزاد کردیم و مردم را در نیل به اهداف و باورهایشان یاری کردیم بایستی بتواند این مهم را به گوش دنیا برساند که ما کسانی هستیم که همیشه از بهترین ها استقبال کرده ایم مانند اسلام. بایستی به دنیا تفهیم کند برای ما مرزهای خاکی جایگاهی ندارد ما همه را انسان و آزاد می پنداریم مرزهای ما مرزهای بین تاریکی و روشنایی است مانند همان گونه که در باستان می اندیشیدیم و مرزهای ما با دیوانی بود که در جهالت و تاریکی بودند مرزهای ما خاکی نیست قلبی و باوری است شعار این وزارت خانه من این است ما یک ایرانی هستیم پس تمام جهانیان را دوست داریم.
  • اما از آن جا که از حوصله یک انشاء خارج است و من فقط یک ربع ساعت زنگ کلاس را برای قرائت انشائ ام وقت دارم دیگر وزارت خانه ها را فقط با بیان اهداف آن بیان می کنیم و به حاشیه نمی رویم.
  • وزارت دادگستری:
  • بایستی قبل از اینکه به مجازات بی اندیشد به فکرریشه کنی فساد باشد ابتدا این وزارت خانه بایستی تفکر جامعه را از فساد در تمام زمینه ها پاک کند بعد در نهایت کسانی که با اندیشه های انسانی هم مسیر نیستد و تولید ناهنجاری می کنند و از مردم صلب آرامش می کنند را مجازات کند لذا می طلبد مستمر با وزارت آموزش در تعامل باشد شعار این وزارت خانه این است. ما به مجازات نمی اندیشم.
  • وزارت خانه های کشاورزی،معدن، صنعت:
  • در این وزارت خانه بایستی به روز ترین علوم به کار گرفته شود بایستی بتوان در کنار هر شخصی که بصورت تجربی در مشاغل وابسته به این وزارت خانه مشغول کارند یک نیروی متخصص تزریق کرد تا به مرور زمان همه مشاغل را متخصصین که خودمان در وزارت آموزش تربیت کرده ایم به دست گیرند و همه این گونه مشاغل علمی و مکانیزه شوند آن زمان دیگر غصه آب های زیر زمین، محیط زیست، اعتلاف معادن و ... از بین می رود. ما تولیدی خواهیم داشت که هم وطن من با کمترین هزینه از آن بهره مند خواهد شد مثلا خودرو؛ و با قیمت مناسب بازارهای جهانی را در بر گیرد ما بازارهای جهانی را در عمل بزیر می کشیم حتی بازارهای آمریکا و چین را این گونه مبارزه خواهیم کرد.شعار این وزارت خانه این خواهد بود ما بهترینم پس بهترین ها را داریم.
  • وزارت دفاع:
  • اکنون که همین انشاء را نگارش می کنم به نیروهای نظامی خود ارتشم، سپاهم، نیروهای انتظامیم           می بالم آنها همیشه در درون مرزهای خودمان با قلب مهربان در کنار مردم بوده اند و در بیرون مرزها مشت کوبنده ای بر دشمنان بوده اند من بهترین متخصصین پرورش یافته کشور خود را با سرمایه لازم به این وزارت خانه تزریق می کنم گفتم به مرزهای خاکی اعتقاد ندارم چون ایرانیم و تفکر انسانی را دنبال می کنم اما اگر همه این گونه باید بی اندیشند لذا وزارت دفاع امری حتمی است. شعار این وزارت خانه این خواهد بود ما دفاع را وظیفه خود می دانیم ما مهاجم نیستیم.
  • وزارت مسکن:
  • یک متخصص اقتصاد را در راس این وزارت خانه قرار می دهم زیرا خوب می دانم هر کس که خوب از صنعت ساختمان اطلاع دارد نمی تواند مسکن مناسب با جیب مردمم ایجاد کند شعار این وزارت خانه این خواهد بود من نیز مستاجر خواهم بود تا شما هم وطنم مستاجر خواهید بود.
  • وزارت فرهنگ:
  • بایستی بتواند در یک حاشیه امنیت از میرات فرهنگ و تمدنی کشورام حراست کند و خود تولید فرهنگ داشته باشد با معیارهای انسانی .فرهنگی که مانندگار شود. وزارت فرهنگ را به صاحبان خود می سپارم.شعار این وزارت خانه این خواهد بود ما ملتی با فرهنگ و با تمدن هستیم پس تا ابد نفس می کشیم. در این وزارت خانه تفهیم خواهد شد ورود سیاسیون مطلقا ممنوع
  • وزارت کار و رفاه:
  • بایستی بداند که ما در صنعت،کشاورزی به جایی نخواهیم رسید مگر این که محیط امن و آرامی برای کارگران عزیزمان فراهم کنیم. کارگر کشور من نباید برای تامین نیازهایش محتاج بیگانه باشد.
  • شعار این وزارت خانه این است: من خادم توام ای کارگر عزیز کشور
  • وزارت بهداشت:
  • کار و اندیشه در جسم و روان سالم است این شعار این وزارت خانه من خواهد بود بهترین درمان ها با کمترین هزینه ها بایستی در کشور خودمان صورت گیرد متخصصین حاصل وزارت علوم بایستی به بهترین شکل ممکن در راستای خدمت رسانی به مردم به کار گرفته شوند مردم ما نباید غصه درمان داشته باشند.اگر وزارت آموزش خوب کار کند متخصص پزشکی لازم را خواهم داشت و اگر وزارت صنعت ،کشاورزی و ... خوب کار کنند ذخایر مالی دولتم پر می شود پس مردم من دغدغه درمان نخواهند داشت.
  • وزارت جوانان و فرهنگ: فقط همین را می گویم شعارش را این قرار می دهم من پوریا ولی هستم.
  • و در این وزارت خانه مانند وزارت فرهنگ تفهیم خواهد شد ورود سیاسیون مطلقا ممنوع
  • از شرح دیگر وزارت خانه ها می گذرم دوست دارم چند وزارت خانه جدید ایجاد کنم مانند وزارت اقلیت ها، وزارت دولت سایه و...
  • اما در این راستا دوست دارم از مشاوره بزرگانی بهره مند شوم که در وزارت خانه دولت سایه به کار گرفته می شوند. اگر به این سن بودم زمانی که انشاء ام را می خواندم دوست داشتم افراد زیر در کنارم به عنوان مشاور باشند.
  • دکتر الهی قمشه ای، دکتر ابراهیمی دینانی،دکتر کزازی، دکتر کردوانی، دکتر فیروز نادری. استاد علی نصریان و جمشید مشایخی،دکتر سمیعی، استاد شجریان، دکتر محمد جواد ظریف و بزرگان دیگر در حوزهای دینی و تخصصی با احترام به تمام فرهیختگان ایران زمین.
  • یاعلی
  •  


/ 0 نظر / 6 بازدید